تبليغاتX
rahnama

rahnama

ر

http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2004/08/040805_ag-cartier-bresson.shtml#
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1384ساعت 15:16  توسط ر  | 

http://www.afterimagegallery.com/bresson.htm
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت 19:6  توسط ر  | 

http://www.afterimagegallery.com/bresson.htm
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت 19:6  توسط ر  | 

jghjghjgjghjghjghjghjghjghjghjghjghj
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت 1:28  توسط ر  | 

همزمان با ايام ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا (س) نمايشگاه عکس گروهی بانوان در عکسخانه شهر افتتاح می شود.
اين نمايشگاه ميزبان آثاری از خانمها فريبا اباذری،شيرين حکمی،مژگان پارسا مقام و حميده ذوالفقاری می باشد.
نمايشگاه عکس گروهی بانوان با نمايش 30 قطعه عکس رنگی و سياه و سفيد از تاريخ 2 تا 10 مرداد ماه در محل عکسخانه شهر واقع در ميدان بهار شيراز داير می باشد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384ساعت 5:50  توسط ر  | 

و چاقو به نخي بند بود

اگر چند سال پيش به نمايشگاه هنرهاي مفهومي مي رفتيد چاقوهايي را مي ديد كه با نخ از سقف آويزان شده اند. نزديك به سي سال قبل از اين نمايشگاه هم اين چاقوها از سقف آويزان شده بود و از  اولين تجربه‌ها ي جدي در هنر مفهومي ايران است. مرتضي مميز خالق اين اثر در اين درباره گفته است:  در حقيقت «چاقو»هاي من ايده يي فلسفي داشت كه من از سخن خواجه عبدالله انصاري گرفته بودم. او مي گويد: «زندگي آزمايش است نه آسايش» گفته ي خواجه عبدالله انصاري سبب شد وسعت ديد من به خيلي از قضايا تغيير كند، دقيق تر و حساس تر شود. من متوجه شدم كه خواجه عبدالله انصاري چه جوري مسأله ي زندگي را كه در آن گذر مي كنيم ديده و حل كرده است. در اينجا، در اين زندگي قرار نيست همه اش احساس خوشي و يا راحتي مطلق كنيم، بلكه زندگي يك تلاش است، درواقع جنگيدني براي بقاي انسان. كار من نمايش گذر انسان در زندگي است، يعني چه جور از زير اين چاقوها رد شويم و با چه روحيه و با چه احساسي. »

 پرويز كلانتري نقاش معاصر خاطره جالبي را از اجراي اين اثر در واشنگتن نقل كرده است. او مي گويد: «قبل از انقلاب وقتی نقاشی معاصر ايران به عنوان يك واش آرت به نمايشگاه بين‌المللی راه يافت، همه‌ی هنرمندان كار خود را آماده كردند و به واشنگتن رفتند. ولی مميز بدون هيچ اثری وارد واشنگتن شد. البته من هم همراه ايشان بودم و با هم رفتيم به يك فروشگاه و نخ‌های نايلون و چاقوهايي كه 40 سانتی‌متر قد داشت و بسيار هم هراس‌انگيز بود را انتخاب كرد و يك چيدمانی از اين ابزار برای خود ساخت. يعنی آن را از سقف آويخت آن هم تا ارتفاع قد آدمی ايستاده.  بروشورها و كاتالوگ‌ها و توضيحات اثر را هم حدوداً 2 متر پايين‌تر روی زمين قرار داد. اولين كسی كه برای ديدن از نمايشگاه آمد يك نويسنده و منتقد فقيد هنری بود. برق اين چاقوها را ديد و توضيح آن را شنيد: «اين اثر به موقعيت ناامن انسان كنونی اشاره دارد، يعنی همين طور كه ايستاده‌ايد در معرض تهديد هستيد.»... نكته اينجاست كه او اين پيام را به واقع گرفت چطور؟ حال می‌گويم، او خيلی از كار خوشش آمد و خم شد تا بروشور را از روی زمين بردارد و مطالعه كند. وقتی ايستاد، چون قدش بسيار بلند بود - يعنی 2 متر يا حتی دو متر و نيم - سر تاسش به نوك چاقو خورد و خون آمد. همه‌ی ما ترسيديم و دستمالی را روی سرش گذاشتيم. او رفت به طرف در تا به بيمارستان برود و در همين حال مدام به ما اطمينان می‌داد كه من پيام اثر شما را گرفتم.»

مميز 67 ساله در جايي با اشاره به چاقوهايش درباره تفاوت نگاه دوران جواني‌اش با امروز مي‌گويد: چاقوهاي آويزان از سقف يا كاشته در گلدان، جيغي از ته ريه‌ام بود. الان دلم نمي‌خواهد آن جيغ را هم بزنم. بايد تخمي پروراند كه منطقي باشد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت 3:57  توسط ر  | 

گزين‌گويه‌هاي مميزي

1. من پدر نيستم؛ پدر گرافيك نيستم؛ پدر گرافيك نوين هم نيستم؛ من تنها يك تلاش‌گرم. اين تعارفات متعلق به جامعه‌اي است كه دنبال سمبل‌ها است.

 

2. همه ما تصور مي‌كنيم متمدن شده‌ايم؛ اما در واقع همان ببوهاي دهاتي و ساده هستيم. اگر اين سادگي از بين برود استثنائا متمدن مي‌شويد.

 

3. زندگي كوششي لذت بخش است؛ اگر آدم خوب و مثبت ببيند. اين مثبت ديدن صرفا نگاه يك آدم هالو به زندگي نيست؛ بلكه جوهر خوشبختي را كه خاص خوش بختي است، دست كم بوكشيدن است. اين نكته‌اي است كه اكنون آن را در دوره فوق ليسانس تدريس مي‌كنم.

 

4. نديدم كسي في‌البداهه بحرالعلوم شود يا حتا اصلا فكر كردن را ياد بگيرد. با كند و كاو و تلاش است كه يواش يواش به جايي مي‌رسي. اكثرا بلد نيستيم فكر كنيم. فكر كردن سيستم فوق‌العاده مهم و ظريف پژوهشي قوي است كه بايد همچون ياد گرفتن الفبا در مدرسه به ما ياد داده شود. در حالي كه ما در كشورهاي جهان سوم كسي در دوران زندگي نه به وسيله پدر و مادر و نه مدرسه و نه خود جامعه فكر كردن به ما ياد ندادند. بنابراين به همين خاطر است كه هميشه عقبيم و هميشه در سن‌هاي بالا به يك مسير يا كورسويي مي‌رسيم كه چيزهايي را مي‌فهميم. ما چون فكر كردن بلد نيستيم از اين گزارشها و يا تفسيرهاي شكمي درباره هر چيز به شكلي فراوان ارائه مي‌كنيم و همان مبناي قضاوت زندگي ما مي‌شود.

 

5.  من تلاش مي‌كنم سيستماتيك فكر كردن را به دانشجويان بدهم اما در اين انتقال تجربه موفق نبودم. چرا كه بستر آن در جامعه ما وجود ندارد.ما مثل غلامرضاي تختي يك نفره اوج مي‌گيريم، جمع ما همچون سرزمين آلمان يكباره بالا نمي‌آيد. در كشور ما و كشورهاي جهان سوم به خاطر اين حس صيقل زده‌شان تك نفره بالا مي‌آيند و اين امر به خاطر آن است كه متفكران ما به صورت حسي آدمهاي فرهيخته‌اي هستند.

 

 

6. در زمان دانشكده و حتي پس از آن به افرادي برخوردم كه كارهاي بسيار زيبايي داشتند از جمله آغاسي و پس از آن محمد مدبر را كشف كردم. محمد بهرامي، بيوك احمري، جد عموي بزرگ خودم و ...، ما همه معلم يكديگر هستيم به شرطي كه به هر چيزي با توجه و فكر نگاه كند. لقمان ادهم مي‌گويد: ادب از كه آموختي، از بي‌ادبان.

 

7. بايد به مرحله‌اي از تربيت و فرهيختگي برسيد كه هر كاري مي‌كنيد درست باشد. اگر دچار شيفتگي كامل شده و هرگاه تسليم شديد بدانيد كه مرده‌ايد. هنوز در 67 سالگي سرگيجه دارم، اما از اين گنگي نمي‌ترسم، چرا كه لازمه كشف است ؛ اگر يك روز فهميديد كه سؤال نداريد به شما مي‌گويم: ببخشيد مرا، خر هستيد!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت 3:56  توسط ر  | 

 


نمايشگاه پرتره زنان ايراني برپا مي‌شود
--------------------------------------------------------------------------------

نمايشگاه عكسي با عنوان پرتره زن ايراني از 31 تير در نگارخانه نيكول، برپا مي‌شود.


--------------------------------------------------------------------------------


به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان، در اين نمايشگاه بيش از 30 اثر در زمينه پرتره زنان ايراني از استاد سلطاني به نمايش گذاشته مي‌شود.
 اين نمايشگاه كه تصاويري از زنان ايراني است به مدت 2 هفته در اين نگارخانه برپاست.  ث


 نگاره های خط در نگارخانه پردیسان
 
٢١/٠٤/١٣٨٤
منبع: خبرگزاری مهر
"نگارخانه پردیسان"درادامه برنامه های نمایشگاهی خود نمایشگاه نگاره های خط گروهی از دانشجویان را برگزار می کند .
به گزارش گروه فرهنگ وهنر"مهر"، دراین نمایشگاه گروهی ازدانشجویان پسررشته کاردانی گرافیک دانشکده شهید بهشتی تعداد ٢٦ اثرازآثارخود با موضوع کاربرد خط درگرافیک را دراولین نمایشگاه خود درمعرض دید عموم قرارداده اند.
 این گزارش  به نقل ازروابط عمومی مدیریت مراکز فرهنگی هنری منطقه غرب سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران حاکی است، علاقه مندان جهت بازدید ازاین نمایشگاه می توانند تا تاریخ ٢٣ تیرماه ساعت ٩ الی ١٩ به نشانی فلکه دوم صادقیه ، بلوارفردوس ، بعد ازچهارراه مخابرات ، فرهنگسرای دختران مراجعه نمایند و یا با تلفن های ٩-٤٠٨١٠٣٨ تماس حاصل نمایند
 

نمايشگاه هنرستان هنرهاي زيبا برپا مي شود
--------------------------------------------------------------------------------

ششمين نمايشگاه آثار جمعي هنرجويان هنرستان هنرهاي زيباي شهرستان کرج از 23 تير برپا خواهد شد.


--------------------------------------------------------------------------------


به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از روابط عمومي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان کرج، ششمين نمايشگاه آثار جمعي از هنرجويان هنرستان هنرهاي زيباي شهرستان کرج با موضوعات مختلف در محل نگارخانه اين هنرستان برپا مي شود.
بنابراين گزارش؛ در اين نمايشگاه آثار هنرجوياني که در طول سال تحصيلي 82_83 خلق شده است با موضوعات طراحي ،نقاشي، حجم، مجسمه ،گرافيک، طراحي حروف، صفحه آرايي و عکاسي ارائه شده است.
اين نمايشگاه تا 27 مرداد همزمان با ولادت امام علي(ع) به کار خود پايان مي دهد.
گفتني است: علاقه مندان براي بازديد مي توانند همه روزه از ساعت 9 تا 19 به نگارخانه هنرستان واقع در کرج، عظيميه، ميدان استقلال ، بلوار اقاقيا مراجعه کنند.


برگزاري نمايشگاه تصوير سال يك هفته به تعويق افتاد
۸۴/۴/۱۴ - ۲۳:۱۳ - پندار
سومين نمايشگاه تصوير سال و دومين جشنواره فيلم تصوير هنرمند، با يك هفته تاخير، اول تا چهاردهم مرداد برگزار مي‌‏شود

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم تیر 1384ساعت 15:19  توسط ر  | 

1983

2005 AYDIN DOĞAN INTERNATIONAL CARTOON COMPETITION (22 st YEAR)

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1384ساعت 8:13  توسط ر  | 

1983

2005 AYDIN DOĞAN INTERNATIONAL CARTOON COMPETITION (22 st YEAR)

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1384ساعت 8:11  توسط ر  | 

He was born in Kelkit in 1936. He went to school in Kelkit for his primary and junior high school education and completed his High School education in Erzincan.

He attended the Istanbul High Economy and Commerce Academy from 1956 to 1960. His leadership-oriented personality boosted him to the position of Head of the "Students Community" during his school years. In 1958, while he was still at school, he founded a company, independent of his father's. He registered this company in Mecidiyeköy Tax Office and started to trade in transportation, contract works, and other businesses related with automotive, commercial vehicles, construction and works machinery. He established his first individual company in 1961. He engaged in various trades such as grain selling and drug storehouses until 1970. In 1974 he founded his first industrial company. Starting that particular year, he participated as a member in the Assembly and Administrative Board of Istanbul Chamber of Commerce and in the following years, served as a Board member in Turkey's Union of Chambers and Stock Markets.

 

Acquiring the daily Milliyet in 1979, he stepped in the publishing sector. From the "newest publisher" of the sector in those years, he promoted today to the title of the most senior of all "nation-wide newspaper owners". He assumed the duties as the Chief of Turkey's Newspaper Owner's Union between 1986 and 1996. In the year 1998, he was elected by vote as a Board Member, for the first time from Turkey, at the Wan meeting held in Tokyo. In 1999 he was awarded the "State Superior Services" medal. In 1999, he was honored by the Girne American University with the Certificate of " Doctor of Human Letters" and was awarded an Honorary Doctorate by the Aegean University in 2000.

 

From 1977 on, Mr. Doğan has been among the best performing tax payers registered in Istanbul Chamber of Commerce. He initiated his cultural and educational services by establishing the Aydın Doğan Foundation in 1996. He had 5 schools built named after his family members and himself. He developed the Doğan Group from a tiny three-employee company of 1958 to a gigantic conglomerate of today with 15,000 plus employees on its payroll. Doğan Group holds 50 affiliates under its roof today, ranging from publishing, industry and banking to tourism.

 

 

 

 

اختتاميه با حضور رئيس جمهور مدعو!

 

بيستمين دوره مسابقه بين‌المللي كاريكاتور آيدين دوغان بي‌شك بين‌المللي‌ترين نمايشگاه كاريكاتور محسوب مي‌شود! سخنراني رئيس جمهور روماني، آقاي لون السيكو، در مراسم اهداي جوايز به برگزيدگان، مسابقه اين دوره را از ساير دوره‌ها و حتي از ساير نمايشگاه‌ها متمايز مي‌سازد كه اين نشان از اهميت هنر كاريكاتور حداقل در نزد سياستمداران دارد!

آقاي السيكو در قسمتي از سخنراني خود در اين مراسم گفت:« مي‌خواهم متذكر شوم كه هنر جهاني‌ترين ابزار ارتباط ميان مردم است و هنر كارتون در واقع مردمي‌ترين هنرهاست. نكته مورد توجه اين است كه اين هنر همواره توانسته است لبخندي بر لبان بنشاند، هر چند مشكلات زيادي وجود داشته باشد.»

در بيستمين دوره مسابقه آيدين دوغان، هيئت داوران افراد زير را شايسته دريافت جايزه دانستند: نفر اولOLEG SEREPA ( UKRAINE)

نفر دوم NECDET YILMAZ ( TURKEY)

نفر سوم SERGEI BOBYLEV (RUSSIAN FED)

همانند سال گذشته ، تقريبا همه كاريكاتوريست‌هايي كه از ايران به طور حرفه‌اي در نمايشگاه‌هاي بين‌المللي شركت مي‌كردند، در اين دوره نيز شركت كردند كه تنها آثار 13 تن از آن‌ها در كتاب نمايشگاه چاپ شد. حسن كريم زاده، مجيد اميني، هومن هادي زاده، پيمان رضايي، بهرام بابايي، شهرام رضايي، مجيد صالحي، محمد‌رضا بابابي، لاله ضيايي، عليرضا نصرتي، بهزاد تارا، علي ديواندري و توكا نيستاني هنرمنداني بودند  كه اثرشان در كتاب نمايشگاه آيدين دوغان به چاپ رسيد.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1384ساعت 8:9  توسط ر  | 

Awards
*First prize
Friederike Gross - Germany

*Second prize
Mariusz Stawarski - Poland

*Third Prize
Majid Amini - Iran ve Dmitriy Skazhenik - Ukrania

11 artists won awards of success.


 Bahman Abdi - Iran

 Oleh Derhachov - Ukrania

 Muhamed Djerlek - Serbia

 Manuel Alvarez Junco - Spain

 Jozef Jurczyszyn - Poland

 Muhittin Köroğlu - Turkey

 Ghasem Lotfi -Iran

 Alexsander Muzikantov - Ukrania

 Jose Antonio Garli Nieto - Mexico

 Şevket Yalaz - Turkey

 Necdet Yılmaz - Turkey

Election Committee:
Milko Dikov
Oscar M.Barrientos (Uruguay)
Guy Billout (France)
Latif Demirci
Selçuk Demirel
Gürbüz Doğan Ekşioğlu
Saad Hajo (Syria)
Hüsamettin Koçan
Tan Oral
Juli Sanchis (Spain)
Henryk Sawka (Poland)
Turhan Selçuk

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر 1384ساعت 21:20  توسط ر  | 

 

نفر اول فردریک گراس -آلمان

 

 

ماریوس استراواسکی - نفر دوم- لهستان

 

جایزه سوم( مشترک) مجید امینی- ایران

 

نفر سوم( مشترک)  دیمیتری اسکاژنیک- اوکراین

 

بهمن عبدی-لوح تقدیر- ایران

قاسم لطفی- ایران -لوح تقدیر

 

 

 

 

لوح تقدیر

اولگ درکاچف- اوکراین

 

 

لوح تقدیر

محمد دژرلک- سبیریه

 

لوح تقدیر

 مانوئل آلوارز جانکو- اسپانیا

لوح تقدیر

 - ژوزف جورژیژین- لهستان

 

 

 لوح تقدیر

 نکدت ایلماز - ترکیه

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر 1384ساعت 21:14  توسط ر  | 

نمايشگاه نقاشي در نگارخانه طياري

 

نمايشگاه نقاشي با نام نقاشي مدرن 24 تير در نگارخانه طياري بر پا مي شود

 

 

 

 

به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان در اين نمايشگاه نقاشي آثاري از سه استاد بر جسته نقاشي؛ صادقي، خزايي و شريفي به نمايش گذاشته مي شود.

گفتني است اين نمايشگاه تا 29 تير بر پا است

 

 

نمايشگاه مجسمه در نگارخانه لاله برپا مي شود

نمايشگاه مجسمه 25 تير در نگارخانه لاله برپا مي شود.

به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان به منظور آشنايي هنرجويان با تكنيكهاي جديد هنر مجسمه و نزديك شدن به زمان برگزاري چهارمين دو سالانه مجسمه سازي،از سوي هنرمندان مجسمه ساز ،نمايشگاهي در نگارخانه لاله برپامي شود

 

 

 

چگونگي شركت در مسابقه بين المللي عكاسي خلاق اعلام شد

آژانس عكس ايران وابسته به " انجمن سينماي جوان ايران " با انتشار فراخوان پنجاه و دومين مسابقه بين المللي " عكاسي خلاق سنگاپور " از عموم هنرمندان عكاس خواست تا به منظور شركت در اين مسابقه عكاسي ،آثار خود راتا 20 تير به دفتر اين آژانس ارسال كنند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از روابط عمومي آژانس عكس ايران اين مسابقه متعلق  عكس‌هاي ديجيتالي در سه بخش سياه و سفيد، ديجيتال رنگي، ديجيتال با موضوع مسافرت برگزار خواهد شد. 

بر اساس اين گزارش: هر عكاس حداكثر با ارسال چهار عكس در هر بخش مي‌تواند در اين مسابقه شركت كند.

علاقه‌مندان براي كسب اطلاعات بيشتر به نشاني تهران خ سهروردي شمالي، ميدان شهيد قندي، شماره 17، طبقه دوم،‌دفتر آژانس عكس ايران مراجعه كنند. و يا با شماره 8518117 تماس بگيرند.     ث

 

 

 

برپايي نمايشگاه نقاشي در نگارخانه آثار

نمايشگاهي از مجموعه آثار نقاشي ارايه شده به نگارخانه آثار هجدهم تير بر پا مي شود.

به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان، در اين نمايشگاه مجموعه اي از آثار منتخب هنرمندان در زمينه نقاشي به مدت 10 روز در معرض ديد عموم گذاشته مي شود.ر

 

 

 

برپايي نمايشگاه خوشنويسي در نگارخانه دريا

نمايشگاه خوشنويسي 24 تير در نگارخانه دريا برپا مي شود.

به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان، در نمايشگاه خوشنويسي بيش از 32 اثر از استاد دستان به نمايش گذاشته مي شود .

آثار خوشنويسي استاد دستان به مدت 5 روز در نگارخانه دريا برپا خواهد بود.ل

 

 

 

 

 

نخستین جشنواره چای ایران 

 عنوان مسابقه : نخستین جشنواره چای ایران

موضوع مسابقه : 1.مراحل کاشت و برداشت و نگهداری مزارع چای با ديدی هنرمندانه به تلاشگران اين ناحيه 2.فرآوری چای در کارخانه آماده سازی آن و ارائه به بازار مصرف 3.نگاهی به مصرف و جايگاه چای در ميان مردم 4.مناظر زيبای مزارع چای 5.آثاری که به روش ابداعی درباره چای و مصرف آن بيانگر نگاه ويژه و هنرمندانه آفريننده اثر باشد. 6.کارخانجات چای 7.زنان چايکار 8.قهوه خانه های سنتی

نخستين جشنواره چای ايران شهريور ماه 84

هنر زبانی جهانی است که حرف دل را به گوش عقل و جان می رساند و چه زبانی بهتر از هنر برای بيان گفته های پنهان.

معاونت باغبانی وزارت جهاد کشاورزی با همکاری مؤسسه فرهنگی هنری محيا و انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ايران، سنديکای کارخانجات چای شمال اتحاديه تعاونيهای چايکاران شمال، استانداری گيلان و شرکتهای بازرگانی فرآوری، بسته بندی و فروش چای نخستين جشنواره چای ايرانی را در شهريور ماه سال 84 برگزار می نمايد. بدينوسيله از کليه هنرمندان علاقمندان در عرصه های مختلف فرهنگی هنری دعوت به عمل می آيد تا با ارسال آثار ارزنده خود به دبيرخانه جشنواره و حضور گسترده در اين حرکت ملی، فرهنگی، هنری برای رشد و بالندگی صنعت چای ايران و رسيدن به خود اتکايي و خودکفايي در نخستين گام ما را ياری نماييد.

اهداف و گرايشهای جشنواره

1.ايجاد انگيزه در جامعه برای پرداختن به صنعت چای، تقويت و فرهنگ سازی مصرف و ...

2.اطلاع رسانی پيرامون اهميت و مزايای نوشيدن چای ايرانی به لحاظ (طبيعی بودن، داروی گياهی، بهداشت و ...)

3.جلب توجه صاحبنظران، مسئولان، محققان و دانشگاهيان به حمايت از صنعت چای ايرانی

4.جلب سرمايه های داخلی برای سرمايه گذاری بيشتر بخش خصوصی در صنعت چای ايران در مراحل توليد وعرضه

5.سپاس و قدردانی از دست اندرکاران چای کشور

6.بيان هنرمندانه و جستجوگر در توانمنديها، محدوديتها و ... چای کشور

7.احيا، توسعه و ترويج فرهنگ مصرف چای ايرانی

 

مقررات

1.شرکت تمامی عکاسان در موضوعات فوق آزاد است

2.هر عکاس می تواند حداکثر 10 قطعه عکس (تک عکس و مجموعه عکس) ارسال دارد.

3.آثار اعم از ديجيتال و آنالوگ بايد به صورت چاپ ارسال شود.

4.ابعاد و اندازه عکس ارسالی حداقل با عرض 20 و حداکثر 30 سانتيمتر ارسال شود.

5.عکسها می توانند به صورت رنگی و سياه و سفيد ارائه شوند.

6.آثار بايست سفارشی حداکثر تا تاريخ 25 مرداد 84 به دبيرخانه جشنواره ارسال شوند.

7.ارسال فرم کامل شده در فراخوان

8.عکسها عودت داده می شوند.

9.تعدادی از عکسهای راه يافته به نمايشگاه انتخاب شده و هر عکس به مبلغ 000/300 ريال خريداری می گردد.

به منظور قدردانی از تلاش هنرمندان برگزيده جوايز زير به نفرات برگزيده اهدا می شود.

1.نفر اول: تنديس جشنواره، ديپلم افتخار و 5 سکه بهار آزادی

2.نفر دوم: ديپلم افتخار و 3 سکه بهار آزادی

3.نفر سوم: لوح تقدير و 2 سکه بهار آزادی

 

 

داوران

-آثار ارسالی توسط داوران منتخب انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ايران داوری خواهند شد.

-تصميم گيری درباره موضوعات پيش بينی نشده به عهده برگزار کننده خواهد بود.

 

.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر 1384ساعت 20:55  توسط ر  | 

 
 برنامه نگارخانه ها

 
نياوران
نقاشي 
نمايشگاه گروهي تا ٣١/٠٤/١٣٨٤

بهزاد
مجسمه
تا ٣٠/٠٤/١٣٨٤ ناهيد سالياني - اما آبراهاميان - ليلي تريان نمايشگاه جنبي بينال مجسمه سازان

آثار
تا ٢٩/٠٤/١٣٨٤ نقاشي  گروهي

ابن سينا
نقاشي
تا ٣٠/٠٤/١٣٨٤ ماشا اله صادقي

شاهد
تصويرسازي کودک
تا ٣٠/٠٤/١٣٨٤ حنيف بهاري

7 ثمر
نقاشي
تا ٢٩/٠٤/١٣٨٤ نگار آميغي

بنفشه
نقاشي
تا ٢٩/٠٤/١٣٨٤ نسرين محمودي نوبر
 
دريابيگي
خوشنويسي
تا ٢٩/٠٤/١٣٨٤ م.ق. دستان

سعدآباد
نقاشي قهوه خانه اي گروهي  تا 31/4/84

ابن سينا
نقاشي ماشا اله صادقي تا 30/4/84

 

 آتشزاد
نقاشي پروين نيازي - شمسي گلزاده
تا 30/4/84

باران
نقاشي
امير اسپهاني و هنرجويان
تا 31/4/84


7 ثمر
نگار آميغي
تا 29/4/84

بنفشه
نقاشي
نسرين محمودي نوب
تا 29/4/84

پرديس

علي هاشمي

نقاشي
تا 29/4/84

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر 1384ساعت 20:53  توسط ر  | 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر 1384ساعت 20:35  توسط ر  | 

afi

+ نوشته شده در  شنبه چهارم تیر 1384ساعت 19:19  توسط ر  | 

هزارن به از ان بهتر نبود بهترین بوی برف رد بوسه ي تو بر برف برفي که از بوسه افتاد برف بلاي عجيبي سر بوسه ميآورد بوسيدن ببر در برف رد بوسه بر برف فقط برف به و برف و بوسه و برگشتن تو به و برف و برگشتن تو به و برف و کفش تو ببر عجب ببري ميبارد دوباره به بردار به چه عيبي داشت ؟ به بوي دست تو بوي به و تو به از به درختي که سه به ميداد شکوفه هاي به در ميانه برف زمستان دويدن به دنبال به حکايت آن به که در دجله افتاد "دستبردي در قصه‌اي از هزار و يک شب" جواني از در در آمد و گفت: منم. در دم گرفتندش. گفتند: چرا کشتي؟ قصاص برای تو کم است. يک نفس به تن کشتي هزار به جمال. گفت: دانم. گفتند: دريغ‌ات نيامد از اين نکورويي. اين چشم را نگاه کن. بي نور هم مي‌کشاند و به آتش مي‌کشاند. گفت: دانم. گفتند: حالا مادر پسرت که بود. مهر فرزندت که به دل بود. گفت: دانم. گفتند: چرا؟ گفت: .... گفتند: با توايم چرا؟ گفت:... گفتند: بگو چرا؟ گفت: او بود و من و هوا خوش بود. گذشت تا او ناخوش شد. افتاد. افتاده گفت: به ميخواهم. گفتم: به!؟ گفت: مرا به اصفهان مي‌برد و حوالي پل. به مي‌خواهم. حالا که نم باران و بوي دود کنار آتشگاه نيست. به باشد بهتر مي‌شوم. گفتم: حالا که به نيست. گفت:خواب ديدم زاينده‌رود پر از به بود. به مي‌خواهم. گفتم: عزيز دلکم به نيست. گفت: مادر نامه نوشته که در خانه‌مان در اصفهان باز بوده اما تاب نياورده حياط را نگاه کند. همسايه که تعارف کرده دويده رفته است خانه آن‌ها. خودت مي‌داني که حياط مان درخت به داشت و هر سال سه به مي‌داد به بلاي عجيبي سر حياط مي‌آورد. نازکم به برايم بياور. گفتم : به نيست. گفت: يادت هست از اتوبوس پياده شديم. شب بود و من به خوابگاه رفتم.. يادت هست برف آن شب با صداي بوسه‌ي ما چه کرد؟ برف بلاي عجيبي سر صداها مي‌آورد. من رفتم صدا کردي گفتي به‌ات را نبردي.چه رنگي داشت آن به. برف بلاي عجيبي سر رنگ‌ها مي‌آورد. به بياور برايم. گفتم: نيست به. گفت: يادت هست قصه نوشتي قصه آن پيرمرد که به خانه مي‌رفت و به از بالارف‌ها بر مي‌داشت و بو مي‌کرد. به مي‌خواهم به. به دنبال به از خانه دويدم. گشتم. به نبود. صبح از خانه زدم بيرون. باغ‌ها را گشتم و از باغبان‌ها پرسيدم . تا يکي گفت در اين‌جا به يافت مي‌نشود. اما خليفه در بصره باغي دارد است که بسيار درختان به دارد. به بصره رفتم. به حيله و مصيبت سه به چيدم. پانزده شبانه‌روز رفتم و بازگشتم و به در دست، به خانه رسيدم. فردا روز در بازار مي‌گشتم درين خيال که حالش با به، به شود. غلام سياهي را ديدم که به در دست مي‌گذشت. به او گفتم اين به از کجاست تا من هم بخرم . خنديد و گفت:" اين به را از معشوقه‌ی خود گرفته‌ام. چند روز در سفر بودم چون بيامدم او را رنجور و نزار يافتم و سه به بر بالينش بود. به هديه يکي از سه به را به من داد و گفت شوهر قلتبان من پانزده روز در طلب اين به، به بصره رفته است و حالا يکي بگير ببر عزيز دلکم." در دم به خانه رفتم. يکي از سه به نبود. گفتم: کجاست؟ گفت: نمي‌دانم خوابيده بودم بيدار که شدم نبود. گفتم: به کجاست؟ گفت: نمي‌دانم. از بالارف خنجر زينتي برداشتم و به قلبش زدم. خونش چکيد روي به و افتاد. گفتند: به شک نمي‌توان کشت. گفت: مي‌دانم. گفتند: يقين نداشته نمي‌شود کشت. گفت: مي‌دانم. گفتند يقينت شد؟ گفت: شد. گفتند چطور شد؟ گفت: تنش را در گليم پيچيدم در دجله‌اش انداختم. شب به خانه بازگشتم. پسرم داشت گريه مي‌کرد. گفت چرا گريه مي‌کني؟ به مادرم نگو به‌اش را برداشته‌ام. گفتم. باشد. گفت: تقصير من نيست به‌ام را آن غلام گرفت. گفتم: چه بهي؟ گفت: در کوچه بازي مي‌کردم. به را به زور گرفت. گفتم به مال مادرم است گفت: باشد. گفتم پدرم پانزده روز تا بصره رفته تا به بياورد. چون او را به اصفهان مي‌برد و حوالي پل و حالا که نم باران و بوي دود کنار آتشگاه نيست، به باشد او بهتر مي‌شود خنديد و به را برداشت و رفت. پسرم اين را گفت و من يقينم شد که به خطا رفته‌ام. گفتند: با تو چه کنيم؟ گفت: .... گفتند با تو چه کنيم؟ گفت: در زاينده‌رودم بيندازيد.
+ نوشته شده در  شنبه چهارم تیر 1384ساعت 1:45  توسط ر  | 

جبهه، پاريس و قتل در خانه‌ي متروك كسي را سراغ ندارم كه در جنگ طعم موج انفجار را چشيده باشد، در پاريس به ملاقات غول‌هاي كاريكاتور فرانسه رفته باشد، 12 سال سردبير يك مجله تخصصي هنري باشد كه به طور مرتب در مي‌آيد، مدير سايت هنري اي باشد كه فقط توي سال گذشته 15 ميليون نفر بازديدكننده از سراسر جهان داشته، مدير خانه‌اي باشد كه به قول يك كاريكاتوريست جوان، سرپناه كاريكاتوريست‌هاي ايراني و كارهاي آن‌هاست، دبير دوسالانه ‌‌اي بين‌المللي و مطرح در سطح جهان و مهم‌تر از همه يك كاريكاتوريست خوب باشد و در عين حال خاكي و مهربان باشد. سيد مسعود شجاعي طباطبايي بچه‌ي تهران و هنرمند 42 ساله‌اي است كه كمربند مشكي تكواندو دارد و با آن كه چهره‌اش ربطي به سن‌اش ندارد، يك بار سكته‌ي مغزي كرده است. در يك نيمروز تابستاني به دفتر كارش در «خانه كاريكاتور» رفتم. قرار بود دو روز بعد براي داوري جشنواره بين‌المللي كاريكاتور «آيدين دوغان» به تركيه برود. در طول گفت و گو موبايلش كه زنگ‌خورش هم زياد است خاموش نبود. اما فقط به يك نفر جواب داد. به تلفن يك كاريكاتوريست جوان كه براي نشستي آمده بود تهران و اقامتش در هتل مشكل پيدا كرده بود. حالا كه دارم اين مقدمه را مي‌نويسم از تركيه خبر رسيده كه از بين 200 هنرمند از سراسر جهان، «مجيد امين» كاريكاتوريست ايراني جايزه سوم اين مسابقه معتبر جهاني را برده و «بهمن عبدي» كاريكاتوريست شاخص و پيشكسوت ايراني هم برنده جايزه موفقيت اين مسابقه شده است. مطمئنم وقتي مسعود شجاعي طباطبايي از اين سفر برگردد با ذوقي كودكانه، حرف‌هاي تازه اي از كاريكاتور دنيا و نگاه كاريكاتور جهان به ايران خواهد زد. گفت‌وگو با مسعود شجاعي طباطبايي كاريكاتوريست • خب از كجا شروع كنيم؟ ـ از 1/1/01 * قبول ـ من هفده هجده سالم بود كه احساس كردم از كاريكاتور به عنوان يك شيوه كاري استفاده كنم. البته اون روزها كار نقاشي هم مي‌كردم. رنگ و روغن كار مي‌كردم، خلاصه يه سري كاريكاتور كشيدم بردم پيش بعضي از كاريكاتوريست‌هايي كه معروف بودند. همه زدن تو برجك‌ام و گفتن برو فكر يه كار ديگه باش. * مضمون كارهاتون چي بود؟ ـ بيشتر حول و حوش جنگ بود و صدام. تنها كسي كه با من خوب برخورد كرد حسين خسرو جردي بود. رفتم حوزه هنري آقاي خسروجردي خيلي خوب با من برخورد كرد.خيلي تشويق‌ام كرد و اين تشويق باعث شد فكرهاي گنده گنده به سرم بزنه. كارهاي اوليه من كارهاي بزرگي بود. البته نه از نظر هنري بلكه از نظر ابعاد. * ديواري بودند؟ ـ آره. روي ديوارهاي اطراف هلي‌كوپترسازي شروع كردم كار كردن. اندازه ديوارها 3×2 متر بود. تا سال 62 يا 63 هم كار مي‌كردم. فكر كنم 22 تا كار شد. جاي خارجي و كساني كه از جاده مخصوص وارد تهران مي‌شدند كارها به چشممون مي‌خورد. * بازتابي هم داشت اين كارها؟ ـ‌ خوب صدا كرد. ياد مه نيويورك تايمز، تايم و فيگارو تصوير كارها رو چاپ كردن. • سوژه اين كاريكاتورها هم جنگ بود؟ ـ آره. همه‌اش در اتباط با جنگ بود و يه قصه‌اي داشت. مثلا يكي از اون‌ها پرچم امريكا و شوروي بود ك ترك خورده و كله صدام از وسطش زده بود. بيرون مثل عروسك خيمه شب بازي * جنگ شما خودت در جنگ بودي؟ ـ من قبل از اين كه ديپلم بگيرم بسيجي بودم و توي عمليات حصر آبادان و رمضان بودم و بعد هم كه براي سربازي رفتم. يه مدتي هم اهواز بودم و كار نقاشي مي‌كردم. * اون جا هم كار ديواري مي‌كرديد؟ ـ توي اهواز من رو فرستادن به يه پايگاه هوايي. فرمانده اون‌جا همه چيز رو زير نظر داشت. حتي روي اتفاق‌هاي كوچيك پايگاه نظارت مي‌كرد. منو يه راست فرستادن اتاق‌اش كه هم فرمانده پايگاه بود و هم فرمانده عمليات. با من صحبت كرد و گفت: شما نقاشي؟ گفتم: بله. گفت بيا اين ببينم. رفتم دم پنجره. گفت اين نرده‌ها رو مي‌بيني؟ ما چه رنگي براش خوبه؟ گفتم: چون منطقه محافظت شده است از نظر فني بايد نزديك به رنگ خاك باشه. گفت: خب چه رنگي خوبه؟ گفتم: نخودي گفت: پس بيا يه نامه مي‌نويسم تداركات قلم و رنگ تحويل بگير، رنگي كه مي‌دوني دو بساز و اونجا رو نگش كن. من هم روم نشد بگم من نقاش هنري‌ام. خلاصه كلاه حصيري گذاشتم و سه روز اونجا رو رنگ مي‌زدم. بعد سه روز گرمازده شدم و كارم به بيمارستان كشيد. * درباره برگشتيد اونجا؟ ـ آره بعد به فرمانده گفته بودند كه اين براي اين از بچه‌هاي تبليغات و نقاشه. خلاصه خودش او دو عيادتم بيمارستان و گفت خوب شدي برو مقر خلبان‌ها * اونجا چه كاري مي‌كردين؟ ـ اونجا هواش عالي بود. خيلي خنگ بود. غذاهاش هم مرتب بود. قشنگ غذاها‌رو توي فويل مي‌ارودن و بهترين پذيرايي‌ها‌رو مي‌كردن. اونجا من شروع كردمبراي خلبان‌ها نقاشي كنم. مثلا مي‌گفتن فلان هواپيما‌رو بكش رو ديوار آسايشگاه شروع مي‌كردم به هواپيما كشيدن. تازه فرمانده يه لطفي هم به من كرد و گفت هر وقت خواستي برگردي تهران بهت مرخصي مي‌دهم با همين هواپيماها كه خلبان‌ها رو بر مي‌گردونن برگرد. با يك هواپيماي فرانشيب 12 نفره كنار خلبان‌هاي اومدم تهران. * تو جبهه ديگه چه مسووليتي داشتيد. ـ عكاسي و تبليغات بود. گروه تعادن هم بود. * گروه تعادن؟ ـ كسايي بودن كه كار شدن جمع‌آوري شهدا بعد از عمليات بود. * كاريكاتور تو اون حال و هوا چه جايي داشت؟ ـ ببين مثلا براي عمليات بدر ما رفتيم به يه منطقه به نام هورالعزيز، اونجا يه كانكس از عراقي‌ها گرفته بودند كه همه جاش يوناليت سفيد بود. من چند تا كاريكاتور روي اون كشيدم. بعد ديگه مونديم تو منطقه و هر روز چند تا اريكاتور روي ديوارهاي داخل و سقف كانكس مي‌كشيدم. خودش يك نمايشگاه و يك گالري جنگي شده بود. و جالب‌تر اين‌كه يه دو روزي ما در همونجا گذاشتن و ما چند شبي با اون اشباحي كه خودمون كشيده بوديم سر كرديم. *چه چيزايي مي‌كشيديد؟ ـ بيشتر صدام بود و اون شوخي‌هايي كه با صدام مي‌شد كرد. خيلي جالب بود. چند تا خواب صدام با حالت كاريكاتور هم ديدم. كم‌كم كاريكاتور كشيدن برام عادي شده بود. از هر زمينه و اتفاقي استفاده مي‌كردم تا روحيه بچه‌ها‌رو نگه دارم. وقتي به شيشه و بدنه ماشين‌ها گل مي‌زدند، من مي‌رفتم و رو شيشه كاريكاتور صدام‌رو با انگشت مي‌كشيدم. بعد چند تا كه كشيدم ديگه معروف شدم و به كاريكاتورها مي‌گفتن كاريكاتورهاي انگشتي. پاريس • شما كي رفتيد پارس؟ ـ من ليساني كه گرفتم در امتحان عزام شركت كردم و خط كارشناسي ارشد نقاشي قبول شدم. * اونجا مشكل زبان نداشتيد؟ ـ خب قل از اين‌كه بروم كلاس‌هاي كانون را گذرانده بودم. آن‌جا هم هر شكلي پيدا مي‌كردم از ديگران مي‌پرسيدم. يك بار با يكي از دوست‌هام داشتيم زبان مي‌خوانديم يك مشكل گرامري پيدا كرديم. توي پارك هم بوديم. دور و برمان را نگاه كرديم ديديم يك پيرمرد آن‌جا نشسته رفتيم سراغش. گفت خوب جايي اومدين من خودم استاد گرامرم. كم‌كم با هم آشنا شديم و من كه كاريكاتور فرانسوي را تعقيب مي‌كردم ازش درباره ؟؟؟ پرسيدم. اون گفت: «اشتباه نكن ؟؟؟ فقط يك كاريكاتوريست نيست اون به جامعه شناس و فيلسوف هم هست.» توي فرانسه كاريكاتوريست‌ها از مقام بالايي برخوردار بودند. * هيچ كدام از اين كاريكاتوريست‌ها‌رو هم از نزديك ديديد؟ ـ آره. * كي‌رو ديديد؟ ـ توي فرانسوي‌ها من بيشتر از همه كارهاي دكلزو رو دوست دارشتم. من هنوز هم عاشق كارهاش هستم وقتي خودش‌رو هم ديدم عاشق خودش هم نشدم. واسه م يه غول بود يا يه خرده كلاس بالا بگم برايم يه توهم بود. * چه‌طوري پيداش كردين؟ ـ همين‌جوري تو دفتر راهنماي تلفن گشتم اسمش‌رو پيدا كردم. زنگ زدم بهش. وقتي صداش‌رو شنيدم اين‌قدر احساس شعف به من دست داده بود كه نمي‌تونستم راحت باهاش صحبت كنم. شايد اون هم اين احساس‌رو فهميد كه بهم سريع وقت داد و گفت ساعت 2 بيا تا ببينمت. وقتي ديدمش به قدري خوشحال شده بودم كه اصلا نمي‌تونستم خوش‌حالي‌ام‌رو نشون ندم. هي ازش مي‌پرسيدم خودتي؟ خود دكلزويي؟ مي‌گفت: آره، من ژان پير دكلزوام. مي‌رفتم از نزديك بهش دست مي‌زدم مي‌گفتم: نه، واقعا خودتي؟ * حالا واقعا خودش بود؟ ـ آره. برخورد خيلي خوبي هم با من كرد. اون روز ساعت 2 دم خروجي مترو باهام قرار گذاشت. گفتم آقا، چطوري شما‌رو بشناسم؟ گفت: «من فيافه‌ام خيلي تابلوست. هيكل‌ام خيلي گنده‌ست. شايد نزديك دويست كيلو وزنمه. يه ريش بلند هم دارم؛ اندازه دو تا خروجي داشت و من مدام از اين خروجي به اون هروجي مي‌دويدم تا پيداش كنم. خيلي دوست داشتني بود.» ؟؟ نگاهش و حرف‌هاش بودم جذاب بود. توي مسير كه راه مي‌رفتيم يه دفعه گفت وايسا، همين‌جا وايسا من گفتم چي شده؟ گفت: اين‌جا را نگاه كن. بعد گفتم: خب. گفت: اين‌جا جايي‌يه كه پيكاسو تابلوش رو گذاشته زمين و از اون تكه نقاشي كشيده. فردا برو فلان موزه اين تابلويي كه پيكاسو كشيده‌رو ببين. بعد منو برداشت برد خونه شون. من گفتم كتاب‌هات‌رو مي‌خوام. گفت من كتاب براي فروش ندارم بهت بدم، واسه هديه هم ندارم. هر چي داشتم دادم به اين واون، اما مي‌برمت يه جايي كه به قيمت ارزون و با تخفيف بتوني كتاب منو بخري. واسه من واقعا وقت مي‌گذاشت. همچنين آدمي بود. * سراغ مجله‌هاي فرانسوي هم رفتين؟ ـ يه مجله‌اي تو پاريس
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم تیر 1384ساعت 15:32  توسط ر  |