كالبدشكافي روز ملي شعر
سال 81 درست روز 27 شهريورماه، يكي از نمايندگان مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي در گفتوگو با يكي از رسانهها و در يادداشتي كه در چند روزنامهي صبح منتشر شد، روز درگذشت محمدحسين بهجت شهريار (27 شهريور) را بهعنوان روز ملي شعر و ادب در تقويم رسمي كشور معرفي كرد.
گويا اين پيشنهاد ازسوي خود وي بهعنوان مخبر كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي و با موافقت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، به شوراي هنر شوراي عالي انقلاب اسلامي ارايه شده و به تصويب رسيده بوده است. البته پيشنهادي كه گويا حتا ديگر اعضاي كميسيون فرهنگي مجلس هم از طرح و پيگيري آن بيخبر بودهاند.
در همان زمان اين اقدام واكنشهاي متفاوتي را در پي داشت؛ بسياري به رنگ و بوي سياسي آن و مشورت نشدن با كارشناسان فن و بزرگان ادب كشور اعتراض داشتند؛ و اينكه چرا چنين اقدامي بدون هيچگونه اطلاعرساني صورت گرفته است و اگر دستاندركارانش از درست بودن آن مطمئن بودهاند، چرا از ديد جامعه پنهان نگاه داشته شده و پس از تصويب، به اطلاع رسيده است. هرچند فرد پيشنهاددهنده در معدود واكنشهاي خود به اعتراضها، تاكيد داشت كه اين كارشناسي انجام شده، اما هيچگاه از نام طرفهاي مورد مشورت قرار گرفته، سخني بر زبان نراند. در بخش هاي زير به معرفي شهريار واكنش مخالفين و موافقين به انتخاب روز درگذشت او براي روز ملي شعر فارسي و جمع بندي اين بحث خواهيم پرداخت.
شهريار كيست؟
سيدمحمدحسين بهجت تبريزي " متخلص به شهريار فرزند حاج ميرآقا خشكنابي كه خود از اهل ادب بود، همزمان با انقلاب مشروطيت در روستاي خشكناب نزديك بخش قرهچمن تبريز متولد شد.
شهريار تحصيل را در مكتب خانه قريه زادگاهش با گلستان سعدي، نصاب قرآن و حافظ آغاز كرد و نخستين مربي او مادرش و سپس مرحوم امير خيزي بود.
او پس از چندي به تهران آمد و تحصيلات ابتدايي را در مدرسه دارالفنون تهران به پايان رساند و بعد از فارغاتحصيل شدن از دبيرستان وارد مدرسه طب شد و آخرين سال پزشكي را با سختي و مشكلات فراوان سپري كرد.
در بيمارستان، دوره انترني را ميگذراند كه به سبب پيشامدهاي عاطفي و عشقي از ادامه تحصيل منصرف شد و كمي قبل از دريافت مدرك دكتري، پزشكي را رها كرد و به خدمات دولتي پرداخت.
بهجت در اوايل جواني و آغاز شاعري "شيوا" تخلص ميكرد ولي به دليل ارادتش به حافظ براي يافتن تخلص بهتري به ديوان حافظ تفال زد و كلمه "شهريار" را به عنوان تخلص خود انتخاب كرد
خاطرات كودكي و نوجواني شهريار بيشتر در منظومههاي تركي حيدربابا آمده است كه در آن دورنماي كودكي و نوجوانياش را تصوير كرده است. اين منظومه اوج هنر شهريار در شعر تركي است و باعث شهرت او در بين آذري ها و ترك زبانان دنيا شده است..
شهريار پس از انصراف از دانشكده در اداره ثبت اسناد نيشابور و مشهد مشغول گرديد و بعد از مدتي به تهران منتقل شد و مدتي در شهرداري و سپس در بانك كشاورزي به كار پرداخت.
او در ادامه راه شاعران كلاسيك ادبيات فارسي قصيده، قطعه، مثنوي و رباعي سروده است و تجربه هايي هم در شعر نيمايي دارد. تمامي اشعار شهريار در يك مجموعه چهار جلدي توسط انتشارات زرين منتشر شده است و شهرت او در بين فازسي زبانان به خاطر شعر "آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا؟" و همچين شعر "علي اي هماي رحمت، تو چه آيتي خدا را" است.
واكنش مخالفين
با تصويب اين انتخاب افراد زيادي چه از اهالي فرهنگ و چه سياست واكنش منفي نشان دادند يا آن را تاييد نكردند. در ادامه بعضي از اين را ميخوانيد.
ضياء موحد( شاعر و استاد منطق) : « شهريار درحدي نيست كه روز ملي شعر و ادب به نام او باشد. هرچند كه شهريار، بازمانده شاعران كلاسيك است و در سرودن غزل، جرأت خاصي به خرج داده است، اما هرگزاهميت جهاني شدن ندارد. شاعران بزرگ ما در سطح جهاني اند و بايد يك روز به نامشان روز شعر و ادب باشد. چنانچه شهريار هم زنده بود احتمالاً روز تولد فردوسي را روز شعر و ادب پيشنهاد مي كرد؛ چراكه فردوسي در دنيا، با هومر مقايسه مي شود..»
جلاليزاده (نماينده مجلس ششم): فرد پيشنهاددهنده، آذريزبان و داراي نفوذ در محافل فرهنگي است و با توجه به اين كه او پيشنهاددهنده بوده، انتخاب انجام شده است و بازتاب منفي خواهد داشت
بهاءالدين خرمشاهي(پژوهشگر ادبي): انتخاب شهريار را بهخاطر كهنسرا و علاقهمند بودنش به شعر نو، انتخابي خوبي است. اما اين انتخاب ممكن است حركتهاي پانتركيسم را موجب شود و عليه مسائل ملي ما باشد.
پرويز ورجاوند( پژوهشگر) در هويت ايراني سرودههاي شهريار و اعتقاد او به زبان و فرهنگ فارسي، ترديدي نيست اميدوارم با اين انتخاب ذهنيت قوميتگرايي در جامعه ايران بهوجود نيايد.
جليل سازگارنژاد (نمايندهي مردم شيراز در مجلس ششم) : انتخاب روز درگذشت شهريار بيش از همه جفايي به خود اوست. چون شهريار خود را متاثر از بزرگان شعر و ادب ايران ميدانست. از طرفي جغرافياي سياسي ايران با جغرافياي فرهنگي و ادبي آن متفاوت است و شخصيتي كه براي روز ملي شعر و ادب انتخاب ميشود، بايد فراتر از جغرافياي سياسي كشور باشد و در جغرافياي فرهنگي ما و بدون در نظر گرفتن مرزهاي كشور جاي گيرد.
علياشرف درويشيان ( داستاننويس) اينگونه انتخابها مردمي است و دولت حق دخالت ندارد؛ يك نمايندهي مجلس، شاعر، اديب و هنرمند نيست كه قادر باشد در اين باره اظهار نظر كند.
.
كاووس حسنلي ( مدرس دانشگاه شيراز): متاسفانه گاه برپايه ارتباطهاي خاصي كه ميان افراد حاكم است، شرايط مملكت تعيين ميشود. چنين مساله مهمي كه در سطح ملي است، نبايد در پشت درهاي بسته مطرح شود.
دكتر فريده پورگيو( استاد دانشگاه شيراز و مترجم): در انتخاب روز ملي شعر و ادب فارسي بيسليقگي شده است. براي حرف زدن در اين خصوص بايد اشراف كافي بر شعر و ادب فارسي، در گذشته و حال داشت، و علل بازتاب جهاني ادبيات معاصر را بررسي كرد كه اين مساله حداقل سه واحد درسي دانشگاه محسوب مي شود كه در طول يك ترم تدريس و تحقيق شود. علاوه بر اين اگر حتا اجماعي بر شخصيت شهريار وجود داشت، من ماندهام كه چرا سالروز مرگ او را به عنوان روز شعر و ادب انتخاب كرده اند! يعني بايد عزا بگيريم؟
مهدي مرادي ( شاعر و مترجم): مرگ يك شاعر نميتواند گزينه مناسبي براي نامگذاري روز ملي شعر و ادب اين كشور باشد. علاوه بر اين كه شهريار نماينده شعر ايران نيست. در سال 81 گفته شد كه طرح تعيين روز درگذشت محمدحسين شهريار به عنوان روز شعر و ادب به امضاي رييس شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيده است و بر اساس قانون قابل تغيير نيست. همه شگفتزده شدند چرا كه در كشوري كه فردوسي، حافظ، مولوي، خيام، سعدي و ديگران نمايندگان شعرش هستند انتخاب روز مرگ شهريار به عنوان روز شعر يك انتخاب لجوجانه است. »
موافقين
اما از طرفي اين پيشنهاد تاييدكنندگاني هم داشت. با هم برگزيدهاي از اين نظرات را ميخوانيم.
محمود عباديان ( مدرس زبان و ادبيات فارسي دانشگاههاي تهران) انتخاب شهريار بهعنوان شاعري صاحب قريحه و عامل ايجاد وحدت بين ملت ايراني و آذري، كار درستي است.
رضا انزالينژاد (عضو هيات علمي دانشگاه فردوسي مشهد): شهريار شاعر بزرگي است و آناني كه گمان ميكنند يك شاعر آذري در رديف شاعران درجه يك نبايد بيايد، گرايش متعصابه دارند.
رضا سيدحسيني( مترجم و پژوهشگر) : من آذري هستم و شخصا شهريار را دوست دارم و اين انتخاب را انتخاب درستي ميدانم.
علي اصغر شعر دوست: (نماينده مجلس ششم و پيشنهادكننده طرح): شخصاً به عنوان جبران يك نقيصه كه در تقويم رسمي كشورمان وجود داشت و به شعر كه از مهمترين وجوه هنر ايراني و حافظه تاريخي ملت ماست بيتوجه بود، پيشنهاد انتخاب يك روز را به عنوان روز بزرگداشت شعر و ادب مطرح كردم.شهريار انساني مؤمن، مذهبي و همصدا با انقلاب اسلامي بوده و افكار و اعتقادهاي او، يكي از دلايل اين انتخاب است. شهريار در كنار پاسداري از سنتهاي ادبي، اشعار عامهپسندي دارد و در اين زمينه يك شاعر اگر نگويم بينظير، كمنظير است غير از وجوه هنري و ادبي، شهريار با مردم ما زيسته بود و يك دهه از حيات او بعد از انقلاب سپري شد. او شاعري گوشهنشين نبود و از جامعه نبريده بود، بلكه با آنان و لحظههاي مردم و انقلاب پيوند داشت و سيدالشعراي انقلاب اسلامي بود.
نتيجه گيري
در حال حاضر سالمرگ شهريار به عنوان روز ملي شعر فارسي به تصويب رسيده و براساس قانون، قابل تغيير نيستو حتي اين روز در تقويم هاي جديد آمده است. اما با فرض اين كه نفس اتنخاب روزي به عنوان روز ملي شعر فارسي را پذيرفته باشيم چند نكته قابل تامل است.
اول اين كه چرا بايد سالروز تولد يا مرگ يك شاعر براي چنين روزي انتخاب شود. به راحتي ميشد بدون در نظر گرفتن چنين محدوديتي روزي را به عنوان روز ملي شعر اتنخاب كرد. نكته بعدي اين كه وقتي درباره يك روز ملي كه به شعر فارسي اختصاص يافته حرف ميزنيم پيشاپيش ملاحظات ناسيوناليستي و مليتي را در نظر گرفته ايم . بنابراين انتخاب شاعري كه لااقل فارسي زبان باشد براي چنين كاري ضروري است. نكته بعد اقبال عمومي و رويكرد مردمي به يك شاعر است. كافي است به دورافتاده ترين شهرهاي ايران برويد تا ببينيد نام خيابانها براساس نام شاعراني مثل سعدي و مولوي اتنخاب شده است و حتي گاهي حمام ها و كافه ها و مغازها هم اين نام را بر خود دارند. اگر هم بخواهيد راه دور تر برويد و به وجهه بينالمللي اين انتخاب توجه كنيد شهريار شاعري نيست كه بتوان شعرش را روي ميز شعر جهان گذاشت. ديگر همه ميدانند كه شعري از سعدي به عنوان شعار سازمان ملل انتخاب شده و يا شاعري مثل فردوسي را در رده هومر قرار دادهاند و يا گوته شيفته حافظ بوده است. پيشينه 1000 ساله شعر فارسي قله هايي دارد كه شعرشان سينه به سينه ميچرخد. ما حافظي داريم كه كتابش كنار قرآن مينشيند و از عارف و عالم تا فالفروش سر چهارراه هم آن را ميشناسد و با شعرش گرم ميگيرد. و تا سالها شاهنامه خواني در قهوهخانه ها رواج داشته و مردم بسياري از شهرهاي ايران براي تاكيد بر فارس بودن خود نامهاي شاهنامه اي بر فرزندان خود ميگذارند. نفوذ شعري مانند "در نوميدي بسي اميد است پايان شب سيه سپيد است" در بين مردم به قدري است كه آن را به شكل ضرب المثل به كار ميبرند و نميدانند كه اين شعر شاعري چون نظامي داشته است. در وجوه مثبت شخصيتي شهريار ترديدي نيست اما ميشود آمار گرفت و ديد چند درصد از مردم ايران در خانه هايشان كتاب شهريار دارند. به هر حال حاضر اين روز به طور قانوني روز ملي شعر فارسي است

